![]() |
![]() |
|
|
خوب بد نيست يه خورده بخنديم خاطره اي كه گاهآ ياداوريش خودمم به خنده ميندازه رو براي بازگو كردن انتخاب كردم ( اشكنه يا پر مرغ ) اون موقع نبايستي بيشتر از چهار پنج سال مي داشتم راستش خودمم اين موضوع رو واضح به ياد ندارم به هر حال مي دونين كه بعضيا مخصوصا يزديا غذاهاي سوپ مانند زيادي دارن نمونش اشكنه يا همون شولي خودمون داستان از اينجا شروع مي شه كه من مستمرا سر ميز صبحانه شاهد اشكنه خوردن بابا بودم غذا مورده علاقشونه واسه صبحانه البته فقط با دست و پنجه خودشون , اون زمان حياط خونمونم به جد كه باغ وحشي بود از مرغابي و مرغ و ماهي و مار تا لاكپشت و گربه وهمستر و ... به قول مامان اين عشق تشريح الانمو مديونه اونام آخه خدا مي دونه تو اون دوره ي جاهليت چه قتلاي زنجيره اي كه نداشتم از سقوت آزاد اين بي زبونا به اميدي كه پرواز كنن تا كباب كردن زند زندشون اما خوب اين جور كه از مدارك پيداست خدماتيم داشتم قرصاي مسكن و آنتي بيوتيكي زوركي تا دلتون بخواد به بهانه مصون كردنشون از سرما خوردگي بشون مي خوروندم خلاصه احسان كوچولو شاهد اين بود كه بابا يه چند دقيقه اي رو يا تو باغ يا حياط خودمون كنار اين مرغا بود و بعد رو ميز صبحانه با اشكنه تصورشو بكنيد كه من تا مدتها شانس ديدنه تهيه اشكنه رو نداشتم و با ديدنش سر ميز صبحانه اين تصور سراغم ميومد كه بابا پر اين مرغا رو كنده و با گوشت چرخكرده و اينا آب پزشون كرده آخه خدايش سفيده تخم مرغ يه شكله خاصي در مياد و بي شباهت به پراي اون مرغ سفيداي هولتونيك نبودن واي كه چقد جولو بالا اوردنمو مي گرفتم از طرفي نمي خواستم با اعتراضم به صبحانه بابا بي احترامي بشه از طرفيم تحملش وحشت ناك بود اين بود كه تا مدتها ساعت صبحانمو تغيير دادم اينجور كه مي گن شيش ماهي ميشه تا اينكه يه روز صبح كه تنبيه شده بودم طرز تهيه اشكنه رو به چشم ديدم اون موقع اگه تنبيه ي بود يه ساعتي جام رو يخچال بود تا نتونم كاري بكنم آره اون روز بود كه اون ارتفاع باز صبحانه ها رو بم برگردوند اميدوارم مثل تعريف كردن جكام نبوده باشه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 1:3 توسط احسان دهقانی |
|
|
اينها را به نيت آن ننوشتم كه كسي بخواند تا به من رحمت آورد بلكه نوشتم تا قلب آتشينم را تسكين دهد و آتشفشان درونم را آرام كند هنگامي كه شدت درد و رنج طاقت فرسا مي شد و آتشي سوزان از درونم زبانه مي كشيد و ديگر نمي توانستم آتشفشان وجود را كنترل كنم آنگاه قلم به دست مي گرفتم و شراره هاي شكنجه و درد را ذره ذره از وجودم مي كندم و بر كاغذ سرازير مي كردم و آرام آرام به سكون آرامش مي رسيدم آنچه در دل داشتم بر روي كاغذ مي نوشتم و در مقابل مي گذاشتم و در اوج تنهايي خود با قلب خود راز و نياز مي كردم آنچه را داشتم به كاغذ مي دادم و انعكاس وجود خود را از صفحه ي مقابلم دريافت مي كردم و از تنهايي به در مي آمدم اينها را ننوشتم كه بر كسي منت گذارم بلكه كاغذ نوشته ها برمن منت گذاشتن و درد و شكنجه درونم را تقبل كرده اند اينجا قلب مي سوزد اشك مي جوشد وجود خاكستر مي شود و احساس سخن مي گويد خدايا تو را شكر مي كنم كه اشك را آفريدي كه عصاره ي حيات انسان است آنگاه كه در آتش عشق مي سوزم يا در شدت درد مي گدازم يا در شوق زيبايي آب مي شوم و سراپاي وجودم روح مي شود لطف مي شود عشق مي شود سوز مي شود و عصاره ي وجود به صورت اشك آب مي شود و به عنوان زيبا ترين محصول حيات كه وجهي به عشق و ذوق دارد و وجهي ديگر به غم و درد بر دامان وجود فرو مي چكد خدايا تو تار و پود وجود مرا با اميد وعشق تلاش و درد سرشتي تو مرا به آتش عشق سوختي در كوره ي درد گداختي در طوفان حوادث پرداختي تو مرا در درياي تلاطم غرق كردي تو مرا در كوير فقر و حرمان و تنهايي سوزاندي تو مرا در استشمام بهاري مست كردي تو مرا در زلزله ي دروني ويرانه كردي تو مرا در حب تقديرت سنگ زير آسياب كردي خدايا همه چيز به من ارزاني داشتي و بر همه اش شكر مي كنم جسمي سالم و زيبا دادي پايي قوي تند و چالاك عطا كردي بازواني توانا و پنجه اي هنرمند بخشيدي فكري عميق و ذهني شديد دادي از تمام موهبات علمي برخوردارم كردي موفقيت هاي فراوان به من دادي از همه چيز و از همه زيباييا و از همه كمالات به حد نهايت به من اعطا كردي و از همه ارزشمند تر لبخندي جاودانه جاري تا اطرافيانم عزيزانم دوستانم را خرسند و شادگونه بينم خدايا شكري در سجده در گل و لايي سرخ برايت خواهم داشت شكري در خاك و اشك و خون خدايا احسانت را لحظه اي وا مگذار تا در مهجوريتي به انتها و دور از توصيف چشمانم موجي گلويم دردناك و بدنم لرزان و سرد شود خدايا عذرم را پذيرا باش از اينكه در مقابلت ايستاده ام و از خود سخن مي گويم و خود را مخاطبي زميني برايت دانستم خدايا حقارت و گناهان و تقاصيرم را نبين دل داري ندارم جز تو همدمي نيست دستانم مدتهاست به سويت دراز و در جستوجوي راز دل شكسته ام زجركشيده ظلم زده در مقابل آينده اي مبهم و تاريك قرار گرفتم تو خود مشعل وجودم را درخشان و روشن نگاه دار تا سوختن را به خنكاي تو تحمل كنم خدايا روح پژمرده ام خواهش پرواز دارد همدمم و همه ي آرزوهاي روياييم را همه با رفت و بازگشتي سعادمند فقط و فقط از تو مي خواهم درپيشگاي عرش كبريايت خواضعانه در تعضيمم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 15:58 توسط احسان دهقانی |
|
|
بسمه تعالی
به خانم تفتیان خیلی خیلی تبرییک میگم . امید وارم در تمام مراحل زندگی همین طو ر موفق باشند . راستش اگه کس دیگه ای قبول میشد خوشحال میشدم ولی نه به اندازه ی قبول شدن حانم تفتیان چون ایشان علاوه بر سطح علمی بالاشون که سر کلاس ما میدیدیم خیلی با شخصیت و کم حرف و به قول امروزی ها با دیسیپلین بودند . بعضی ها عالم اند و تاثیر گذار در جامعه ولی جون خیلی آدم های خوبی نیستن تاثیر منفی هم میگذارن . بعضی ها آدم های خوبی هستند ولی چون علمی ندارن اصلا نمی توانند موثر باشند. خوش به حال کسایی هم عالم اند هم خیلی خوبن. به آقای هاشمی (المپیاد کامپیوتر) و خانم متوسلیان ( المپیاد ادبی) تبریک میگم مشتاقانه منتظر اطلاعیه های تبریک بعدی برای کسب مدال طلا و عضویت در تیم ملی و مدال طلای جهانی برای این عزیزان هستیم. محمد حسین متالهی و محسن فرشی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 12:22 توسط محسن فرشی |
|
|
امروز نه تنها واسه سمپاد يزد نه تنها واسه آموزش پرورش يزد بلكه واسه خيلي ها و خيلي ها و خيلي ها اتفاق مهمي افتاد يه قبولي المپياد زيست داشتيم خانم تفتيان تبريييييييييييييييييك به اميد درخشش بقيه (زيستيا) از آزمايشگاهيا تا خوارزميا يه خبره خوبه ديگه هم كه ديگه كم كم ميشه مطرحش كرد اينكه از ساله تحصيليه ديگه هزينه ها پژوهشي بچه ها خودمون تا سقف يه ميليون مستقيما با يه توجيه نامه پرداخت مي شه جزئياتشو بعدا مي گم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 23:25 توسط احسان دهقانی |
|
|
روزه مادر و بعدشم پدر نزدیکه و بگی نگی در جستجوی کادو
چی بگیریم؟................................................ جالب دیدم چیزی که آقای مشایخی بازیگر مشهور سیما بعد از درخواست یکی از دوستانم واسه نصیحتی برا زندگیمون گفتنم اینجا اضافه کنم در بهاران کی شود سرسبز سنگ خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ سالها تو سنگ بودی دل خراش آزمون کن یک زمانی خاک باش برای بهبودی وضعیت جسمی این میراث ادب و فرهنگ عزیز دعا می کنیم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 17:26 توسط احسان دهقانی |
|
|
از آنجایی که نزدیک به امتحانات نوبت دوم هستیم و یکی از مشکلات دانش آموزان استرس بیش از حد است تصمیم گرفتم اولین مقاله علمی خود را با موضوع استرس دلایل آن در این وبلاگ درج کنم. (کاری به امتحانات مدرسه ندارم اصلا ارزش صحبت کردن رو هم نداره فقط این رو نوشتم که بتونم یک مقدمه برای مقاله بنویسم.) همان طور که می دانید استرس در اثر کم شدن GABA یا همان گاما آمینو بوتیریک اسید و یا اسید آبسیزیک در بافت ها بوجود می آید (البته اسید آبسیزیک فقط در گونه های غیر سمپادی دیده شده پس روی آن بحث نمی کنیم). GABA با نقش مهارکنندگی که می تواند روی سلول پس سیناپسی به وسیله ی باز کردن کانال Cl ایجاد کند باعث بوجود آمدن حالت آرامش می شود. گاما آمینو بوتیریک اسید از گلوتامت و تحت تاثیر آنزیم گوتامیک اسید دکربوکسیلاز (GAD)سنتز مي شود. این آنزیم در درون خود دارای چندین سیستیین است (نوعی آمینو اسید)که باعث تشکیل چند پیوند دی سولفید می شود پیوند دی سولفید بین دو گروه SHبوجود می آید.نکته ی جالب درباره ی پیوند دی سولفید این است که پیوند دی سولفید جز ساختار اول پروتیین تقسیم بندی می شود و در پروتیین های خارج سلولی بیشتر دیده می شود. یکی از پروتیین های خارج سلولی کلاژن است. در کلاژن سه مارپیچ چپ گرد پلی پپتیدی (الفا helix) به نحوي به يكدیگر تابیده اند که تشکیل یک مارپیچ بزرگ راست گرد را می دهند ، پرولین با الفا helix ها سازگاری ندارد ولی جالب اینکه کلاژن یک پلی پرولین است . به جز الفا helixها ساختاری به نام صفحات چین دار بتا هم در پرو تیین ها دیده می شود ولی الفا helix ها برای قرار گرفتن در غشای سلول مناسب ترند به همین دلیل در مسیر تکامل بیشتر پروتیین های غشا ساختارهای الفا helix دارند . در تکامل همیشه چیزی توسط طبیعت انتخاب شده که باعث سازگاری بیشتر موجود با محیط و در نهایت باعث افزایش انتقال ژن او به خزانه ی ژنی نسل بعد می شود . این تقریبا خلاصه ای از نظرات داروین در مورد تکامل است . صحبت از داروین شد حیفم اومد یک نکته رو نگم . میدونید بابای من احسان آقا اسم واتسون را رو من گذاشته ولی فامیل واقعی من متالهی است که این فامیل از رابطه ی خویشاوندی من با صدر المتالهین اقتباس شده . تازگی ها فهمیدم که دختر عموی پسر عمه ی ملاصدرا در زمان خودش به اروپا رفته و با پسر خاله ی لویی پاستور ازدواج کرده . پاستور هم که میدونید دایی پدر جد خانم در گاهی ، مادر بزرگ من بوده .یکی از نوادگان این زوج خوش بخت داروین بوده در آخر امید وارم سر جلسه امتحان اضطراب واسترس نداشته باشید واز این که به طور جالبی سر کار بودید عذر خواهی میکنم
تخیلات محمد حسین متالهی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 15:28 توسط محمدحسین متالهی |
|
ايگ نوبل هم درست مانند جايزه نوبل،هر سال به گروهي از تحقيقات علمي جايزه اهدا مي کند. هر سال در ماه اکتبر -حوالي زمان اهداي جايزه نوبل اصلي-هيات رئيسه اين جايزه ،نامزدهاي فراوان گروههاي مختلف را بررسي مي کنند و در 10 گروه مختلف علمي به دستاوردها و تحقيقاتي که "ابتدا شما را به خنده بيندازد و بعد به فکر وادارد" جايزه مي دهد. شعار ايگ نوبل هم همان طور که گفته شد "first makes you laugh,then makes you think" از سال 1991 مجله علمي طنز(سالنامه تحقيقات ناممکن( طرح مجموعه جوايزي را برنامه ريزي کرد تا به کمک و پشتيباني چند دانشگاه معتبر ، به تحقيقات و پژوهشهايي که در نگاه اول ضاهري مسخره اما ريشه و پايه اي علمي دارند،جوايزي اهدا کند.آنها به وسيله بازي با کلمه نوبل(نام جايزه علمي) واژه ايگنوبل به معني بي ارزش و مايه شرمساري جايزه اي به نام ايگ نوبل را ابدا کردند که به برنده هاي اين جايزه اهدا مي شود. از همان سال 91 که موضوع اين جايزه اعلام و از علاقمندان به ارسال آثار دعوت شد،پديده هاي مختلفي به دفتر دبيرخانه ارسال شد که بعضي برندگان موضوعات عجيبي داشتند. شايد به همين علت عده اي معتقدند بهتر بود همچنان شعار اوليه جايزه براي معرفي آن استفاده شود"اکتشافاتي که نمي توان يا اصلا نبايد آنها را انجام داد هر سال حدود 5000 مقاله به دبيرخانه جايزه ايگ نوبل فرستاده مي شود.هيات داوري-که اکثر آنها را دانشمنداني تشکيل مي دهند که خودشان نوبل گرفته اند- و بعضي استادان دانشگاههاي هارواد و ام-اي-تي آثار آنها را بررسي مي کنند.گروههاي مختلف براي داوري هر کدام از آثار انتخاب مي شوند اما بايد 3گروه اصلي فرياضي،فيزيک و شيمي در ميان آنها وجود داشته باشد. بقيه گروهها متغيرند و بنا به موضوع تحقيقات ارسلي تععين مي شوند.هيات داوري معمولا به غير از دانشمندان شامل ورزشکاران،نويسندگان و مسئولان دولتي و ... که آثار را به دقت بررسي و چند اثر را به عنوان منتخب کنار مي گذارند.آنها حتي طبق رسوم جايزه،بايد براي ايجاد تعادل در هيات داوران ، يک رهگذر را بطور تصادفي انتخاب مي کنند تا در تصميم گيري دخالت داشته باشد مراسم اهدا جايزه هم رسم و رسومات خاص خودش را دارد،هر برنده حق دارد فقط 1دقيقه صحبت کند و در صورت اضافه صحبت کردن،حرفهايش توسط جيغ يک دختر 8ساله که دوشيزه سوئيتي پو نام دارد قطع مي شود . سوئيتي پو جيغ مي زند"بس کن،حوصله ام سر رفت" و دانشجوها و بقيه حضار هم تمام مدت اهدا جايزه خو مي کنند.پرتاب موشک کاغذي به روي سن هم از رسوم ثلبت اهداي جوايز است که از سال 2006 بنا به دلايل امنيتي متوقف شد اما به غير از آن اين توقف يک علت ديگر هم داشت هر سال پروفسور روي گلابر-استاد فيزيک هاروارد- که با لقب افتخاري"جارو نگهدار" در طول مراسم ،موشکهاي روي سن را جارو مي کرد براي دريافت جايزه نوبل به استکهلم رفته بود بطور معمول سه روز بعد از اهداي جوايز در هارواد،برندگان در دانشگاه ام اي تي ،در مراسمي شرکت مي کنند و در آن بطور کامل تحقيقات خود را براي حضار توضيح مي دهند. در آنجا هم در صورت پرحرفي جيغهاي دوشيزه سوئيتي پو در انتظارشان خواهد بود ايگ نوبل در دنيا طرفداران زيادي دارد اما مانند هر مراسم ديگري مخالفن خودش را نيز دارئد.ماجراها و هياهوهايي که بعد از اهداي ايگ نوبل به 2تحقيق ، يکي در مورد هومئوپاتي(يکي از روشهاي مکمل طب) و ديگري در زمينه نظريه تکامل بوجود آمد ،باعث اعتراضهايي در دانشگاههاي اروپايي شد.معرفترين اين معترضين رابرت مي-بارون دانشگاه اکسفورد و ريس دانشمندان مشاور دولت بريتانا- بود که رسما از هيات داوران ايگ نوبل درخواست کرد به هيچ دانشمند بريتانيايي جايزه داده نشود،چون اين کار آزمايشهاي اصيل و تحقيقات واقعي را به مسخرگي مي کشاند.دانشمندان زيادي با رابرت مي مخالف کردند و خواستند همچنان در ايگ نوبل شرکت داده شوند.مجله معتبر"شيمي و صنعت" در بريتانيا هم در مقاله اي رسما مخالفت خود را با اين جايزه اعلام کرد.ايگ نوبل به در خواست رابرت مي توجهي نکرد و هنوز هم بريتانيايي ها در اين مسابقه شرکت داده مي شوند هر سال مراسم با اين جمله تمام مي شود"اگر امسال شما جايزه اي برنده نشديد-و مخصوصا اگر برنده شده ايد-برايتان در طول سال بعد آرزوي خوش شانسي مي کنيم ايگ نوبل به غير از شادي و خنده فراوان هر سال شگفتي هايي هم به دنياي علم معرفي مي کند که مانند شعار ايگ نوبل شما را به فکر وا مي دارد،مانند 2007 بيولوژي : جوانا بروسنويک از دانشگاه گوتبرگ سوئد براي سرشماري حشرات و ساير ريزموجودات زنده که در رختخواب يافت مي شوند شيمي : مايوياماتو از دانشگاه توکيو براي استخراج وانيل از مدفوع گاو پزشکي : به دان مه ير و برايان ويت کمب براي مطالعه اثرات جانبي بلعيدن شمشير 2006 بيولوژي : به بارت نواز و رود دي جونگ از دانشگاه ويج نينگن براي اثبات اينکه پشه مالاريا ماده بوي "پنير ليم برگر" و بوي پاي انسان را به يک اندازه دوست دارد رياضي : به نيک سوونسون و پيرس بارنز از استراليا براي محاسبه حداقل تعداد عکسهايي مورد نياز براي اطمينان از اينکه هيچکس در ميان جمعيت جلوي دوربين با چشم بسته در عکس نمي افتد 2005 فيزيک : مشترکا به جان مين استون و توماس پارنل از دانشگاه کوئيزلند به خاطر هدايت صبورانه آزمايش موسوم به قطره قير از سال 1927 که در آن حجمي از قير سياه با آهنگ تقريبي يک قطره در هر 9سال ،از يک قيف مي چکد صلح : مشترکا به کله رينر و پيتر سيمونز از دانشگاه نيوکاسل براي ثبت فعاليت الکترونيکي يکي از سلولهاي مغز ملخي که گزيده اي از فيلم جنگ ستارگان برايش پخش شد تغذيه : دکتر يوشيرو ناکاماتسو از دانشگاه توکيو براي تهيه عکس راديوگرافي و آناليز هر وعده غذايي که ايشان خورده اند، به مدت 34 سال
بيولوژي : بن ويلسن از دانشگاه بريتيش کلمبيا و رابرت باتي از موسسه تحقيقات علوم دريايي اسکاتلند براي تحقيق در مورد چگونگي برقراري ارتباط بين شاه ماهي ها.در اين مطالعه مشخص شد که اين گونه ماهي ها از باد معده براي ايجاد ارتباط با هم نوعان خود استفاده مي کنند بهداشت عمومي : جيليان کلارک از دانشگاه شيکاگو براي بررسي علمي اعتبار "پنج ثانيه " که بر طبق آن اگر غذايي بر زمين بريزد تا پنج ثانيه از نظر بهداشتي قابل خوردن است اقتصاد :به واتيکان براي ارسال نمازگزار به هند روانشناسي :به سيمونز و کريستوفر کابريس از هاروارد براي نشان دادن اينکه وقتي مردم شديدا به چيزي توجه مي کنند خيلي راحت مي توانند چيزهاي ديگر -حتي يک زن در لباس گوريل-را نبينند 2003 2002 رياضي : به کي پي سري کومار از دانشگاه کرالا براي تخمين مساحت فيل هندي بيولوژي : کارل کروزل از دانشگاه سيدني استراليا براي تحقيق جامع روي رنگ، قطر و عمق ناف در نزادهاي مختلف. 2001 تکنولوژي : مشترکا به جان کئوگ از استراليا براي به ثبت رساندن اختراع "چرخ" و اداره ثبت اختراعات استراليا براي دادن مدرک ثبت اين اختراع به ايشان پزشکي : به پيتر براس از دانشگاه مک گيل براي پژوهش تاثيرگزارش با عنوان آسيبهاي ناشي از سقوط نارگيل 2000 صلح : به فرماندهي نيروي دريايي انگلستان براي صدور دستور "در مانورهاي دريايي شليک توپ از کشتي هاي جنگي ممنوع است. به جاي آن ملوانان يکصدا فرياد بزنند: بنگ 1999 فيزيک : به دکتر لن نيشه از اتگلستان براي محاسبه و ارائه يک راهکار مناسب براي فرو بردن بيسکوييت در چاي 1998 مهندسي ايمني : به تروي هارتوبيزا از اونتاريو به خاطر ساخت و آزمايش جليقه مقاوم در برابر خرس قهوه اي. 1997 1996 فيزيک : به رابرت متيو از دانشگاه آسون به خاطر مطالعاتش درباره قوانين مورفي و به خصوص اثبات اينکه نان اغلب از طرف آغشته به کره اش روي زمين مي افتد 1995 روان شناسي : شيگه روواتانانه وجونکو ساکاموتو از دانشگاه که ايو ژاپن براي موفقيت در آموزش کبوترها در زمينه تشخيص تابلوهاي پيکاسو از آثار موته دندان پزشکي : رابرت بيرمونت از دانشگاه مينه سوتا به خاطر تحقيق جامع روي ميزان استفاده بيماران از نخ دندان براق يا مات 1994 حشره شناسي : رابرت لوپز دامپزشک شجاع و دوستدار همه موجودات، چه کوچک و چه بزرگ. به خاطر آزمايشات متهورانه اش روي کرم گوش گربه و انتقال و نگهداري آنها در گوش خودش و مشاهده دقيق و آناليز يافته ها بيولوژي : برايان سوييني، جفري بريتون و وين هنسن براي مطالعات بي نظيرشان درباره نقش يبوست در تخريب کارايي سربازان ارتش آمريکا و آناليز عدي حرکات روده 1993 صلح : کمپاني پپسي کولا به خاطر برگزاري مسابقه "ميليونر شويد" در فيليپين و اعلام اشتباهي شماره برنده که موجببرانگيخته شدن خشم 800 هزار نفر شرکت کننده در مسابقهو نزاع هاي دسته جمعي بي سابقه در آن کشور شد ادبيات : اي تابل، آر کاليف، اف ون دي روف، پي دبليون آرمسترانگ و 972 نويسنده همکارشان براي نوشتن مقاله اي پزشکي که تعداد نويسندگانش 100 برابر تعداد صفحاتش است 1992 ادبيات : يوري استروچکف، به خاطر نوشتن 948 مقاله علمي بين سالهاي 1981 تا 1990. (به طور متوسط هر 3.9 روز يک مقاله پزشکي : آقايان فوکودا، ناکاجيما و ناکاتا از "مرکز تحقيقات شي سي دو" در يوکوهاما. براي تحقيقات نوآورانه در زمينه کشف ترکيبات شيميايي که موجب بوي بد پا مي شوند و به خصوص براي نتيجه گيري درخشان از مطالعاتشان که نشان مي دهد، آنها که فکر مي کنند پايشان بوي بد مي دهد، پايشان بوي بد مي دهد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:44 توسط احسان دهقانی |
|
|
A serious note about heart attacks - You should know that not every heart attack symptom is going to be the left arm hurting. Be aware of intense pain in the jaw line
You may never have the first chest pain during the course of a heart attack. Nausea and intense sweating are also common symptoms. 60% of people who have a heart attack while they are asleep do not wake up. Pain in the jaw can wake you from a sound sleep. Let's be careful and be aware. The more we know, the better chance we could survive. A cardiologist said if everyone who reads this message sends it to 10 people, you can be sure that we'll save at least one life. Read this & Send to a friend. It could save a life. یک نکته مهم در مورد حمله های قلبی :
بایستی بدانیم که درد گرفتن دست و بازوی سمت چپ بدن ، نمی تواند تنها نشانه ی احتمال حملات قلبی باشد. در این راستا باید به بروز درد در آرواره ها نیز توجه نمود . اولین درد ها در قفسه سینه ، نخستین بار خود را در طول دوره ی بروز حمله ی قلبی خود نشان نمی دهند . دل آشوبی ( استفراغ ) و عرق کردن های شدید نیز می توانند نشانه هایی از بروز حملات قلبی باشند . بدانیم که : شصت درصد از افرادی که به هنگام خواب ، دچار حمله قلبی شده اند ، هرگز از خواب برنخواستند .
توجه به درد در آرواره ها ، می تواند شما را یک خواب سنگین بیدار سازد . بیاید آگاه و هوشیار باشیم . هر چه بیشتر بدانیم ، می توانیم بخت بیشتری برای زندگی و نجات خویشتن داشته باشیم .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:12 توسط احسان دهقانی |
|
|
This is a very good article. Not only about the warm water after your meal, but about heart attacks. The Chinese and Japanese drink hot tea with their meals, not cold water, maybe it is time we adopt their drinking habit while eating.
For those who like to drink cold water, this article is applicable to you. It is nice to have a cup of cold drink after a meal. However, the cold water will solidify the oily stuff that you have just consumed. It will slow down the digestion. Once this 'sludge' reacts with the acid, it will break down and be absorbed by the intestine faster than the solid food. It will line the intestine . Very soon, this will turn into fats and lead to cancer. It is best to drink hot soup or warm water after a meal. این مقاله ، ترجمه ای است از یک مقاله آموزشی مفید به زبان انگلیسی در دو بخش ، که نه تنها به بررسی تاثیر نوشیدن آب گرم ، پس از صرف غذا می پردازد ، بلکه به گوشه ای از نشانه های مربوط به حمله های قلبی نیز می پردازد.
تاثیر نوشیدن آب گرم پس از صرف غذا :
چینی ها و ژاپنی ها به هنگام صرف غذا ، به نوشیدن چای داغ ، و نه آب سرد ، می پردازند . شاید اکنون زمان آن فرا رسیده است که ما نیز در عادات غذاییمان تغییراتی دهیم .
این مقاله شاید بیشترین تاثیر را بر روی کسانی دارد که به هنگام صرف غذا ، عادت نوشیدن آب سرد دارند. نوشیدن یک لیوان ( فنجان ) از یک نوشیدنی خنک پس از صرف یک وعده غذایی لذت پذیر است . اما این عمل ، منجر به انجماد بیشتر چربی های موجود در غذایی می شود که تازه صرف کرده اید. نیز ، این عمل باعث کاستن از سرعت هضم غذا در سیستم گوارشی شما می شود. هنگامی که این رسوبات حاصله با اسید های موجود در بدن واکنش دهند ، تجزیه گشته و سریعتر از غذای جامد صرف شده ، جذب سیستم گوارشی می شود . مواد حاصله به تدریج لایه داخلی سیستم گوارشی (روده) را پوشانده و در مدت زمان کوتاهی تبدیل به چربی و سپس بروز سرطان خواهد شد. بهترین راه مقابله با این مساله ، نوشیدن آب گرم و یا صرف سوپ داغ پس از هر وعده غذایی است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:10 توسط احسان دهقانی |
|
|
پس از هیبریداسیون های (دورگه گیری)متوالی با وریته های شاخص ( ایرانی و خارجی ) با توجه به ریزش پنهان در گیاه برنج که در مواردی با ریزش 18 درصدی محصول قبل از برداشت همراه است آمیزش ها در جهت تولید وریته ی مقاوم به ریزش با حفظ و ارتقا صفات مطلوب کیفی و کمی انجام گرفت با این توضیح که فیدبک لازم از تحلیل اطلاعات آماری ریزش در پای گیاه که بنا به شرایط کشت گلخانه ای قابل دسترسی بود و همچنین مقایسه ی برشهای مقطعهای نهنج بدست می آمد در پروژه ای مشابه با هدف تولید برنج رژیمی به جهت افزایش نسبی قابل توجه سلولز به نشاسته هیبرید های متعددی گرفته شد که در کنار آزمایشات بیوشیمیایی مکرر در نهایت منجر به معرفی دو وریته ی مقاوم به ریزش و رژیمی به بازار و سبد غذایی شد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 19:3 توسط احسان دهقانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گه گاه دنیا تو را چنان مهجور و مظلوم می کند که کس جز خود گوش درد دلت نداشته باشد پس با نام او که ما را محکوم به امیدواری آفرید در آینه ای نظارگر می شوم
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
| نویسندگان |
|
احسان دهقانی محمدحسین متالهی محسن فرشی ابوالفضل باقیان |
|
RSS
|